دردودل
نظر بده!!! 
قالب وبلاگ
از این زندگی خالی
منو ببر به اون سالی
که تو اسممو پرسیدی
به روزی که منو دیدی
به پله های خاموشی
که با من روبرو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه
به اون ترانه ی شادی
که تو یاد من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفسگیره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این دوری طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی
منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...به دلشوره ی خوبی که...تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم

[ دوشنبه 7 اسفند 1391 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ نظرات ]

عیبی نداره باشه میرم که راحت واشه

میرم که تا بهت ثابت،کنم  نبودی عاشق

عیبی نداره میرم قلبمو پس میگیرم

اما بدون من بی تو داغون میشم میمیرم


از عشقت شدم پرپر، گوش کن تو نزار سر به سر

رقتی و شدم در به در ،بد بودم شدم بدتر

از عشق شدم پرپر، گوش کن نزار تو سر به سر

رقتی شدم در به در ،بد بودم شدم بدتر



عیبی نداره ای کاش ، قلبت واسه من جا داشت

حیف که دلت از سنگه، واسه دلم جا تنگه

عیبی نداره بازم ،با بی کسی میسازم

خوبیت به من نمیاد ، من از تو نمیبازم


[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ :)؟ ]
khoda zalil kone harkio k ba zendegie mardom bazi mikone
khoda zalil kone harkio k zendegie adamo tabah mikone
khoda azash nagzare
ahay toii k b weblogam ba esme on nazar midadi
ahay toii k ba esme on behem s dadi
khoda zalilet kone
khoda b kamaret bezane
man didamesh on roohesham khabar nadasht
khoda azat nagzare k bazim dadi
ishala b khake siah biofti
hame onaii k ba zendegie man bazi kardan
vasashon arezoye badtarin haro daram
ahe man migire
b khoda kam azab nakeshidam
b khoda hichkodom hagham nabode
b khoda dashtam mimordam
b khoda azashon nemigzaram
khoda khodesh javabetono bede.
fuck of life
ridam to in zendegi
khyli nesbat b hameo hame chiz khoshbin bodam
vli eshtebah mikardam
hame chiz to in donya doroghe

[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ نظرات ]
به جرات میتونم بگم که بدترین درد دنیا دلتنگیه


اونم برای کسی که 


               هیچ رغبتی به دیدنت نداره


                           ولی تو همیشه عاشق نگاهش باشی 


به جرات میتونم بگم بزرگترین غم دنیا


       اینه که دلت پیش کسی گیر باشه


                     و دل کس دیگه ای پیش تو


       ولی تو دلت نخواد کسی دوستت داشته باشه


                و فقط نگاه اون برات کافی باشه


خیلی درد بزرگیه


چقدر سخته که یه عمر حس کنی یه گمشده ای داری


 همه جا رو دنبالش بگردی


ولی وقتی پیداش کردی بفهمی اون هیچ گمشده ای نداره 


کامله کامله................


خیلی درد بدیه که حاضری براش بمیری


 و اون حتی یه ذره از احساساتت رو باور نداشته باشه


آرزوته اون روز بیاد که اینقدر به خاطر این عشق سرزنشت نکنن 


بفهمن عاشقی چیه


یکی باشه که درد تورو درک کنه


همه بفهمن گناه تو فقط دوست داشتنه و بس .............


[ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ نظرات ]
تصمیم گرفته بودم دیگه آپ نکنم
ولی نوشتن یکم واسم تسکینه
نمیدونم چرا حداقل یکم آرومم میکنه، خالی تر میشم
مثه گریه....
تازگیا بدجور داغوووونم
هم روحی هم جسمی
نمیدونم دارم با خودمو زندگیم چیکار میکنم، فقط میدونم بد میکنم....
4 روز در هفته کلاس دارم فقط دو روزشو به زور میرم
اکثر کلاسامم جلسه های غیبتش از 3 روز بیشتر شده
امید به این دارم که بهم گفتن غیبت کنیم حدفمون نمیکنن ولی خب یه تاثیرایی داره تو نمره
جدیدا دوباره همه جام بیخودی درد میکنه
امروز سردرد رسیدم از راه رسیدم ناهار نخورده گرفتم خوابیدم
طفلک مامانم مثه پرستارا بیدارم کرده میگه فشارت میوفته بیا این آب پرتقالو یه ذره بخور با قرص مسکن
خدا منو ببخشه
چقد خیلی وقتا گولش زدمو با دوستام به بهونه دانشگاه پیچوندم و رفتم خوش گذرونی
چقد پولای دانشگاهی رو که میگرفتم خرج سفره خونه با دوستام کردم
واسه الکی خوش بودن و گذروندن به ظاهر شاد روزگار خودم....
امروز بابام اومده مامی میگه سرش درد میکرد خوابیده
از صدای دادو بیداداش از خواب بیدار شدم
اعصابش خرد شده بود میگفت اون خره نفهمه بهش بگو قرصای آهنشو بخوره خون به مغزش نمیرسه سر درد میگیره.بهش بگو بدبخت داری میمیری بخور داروهاتو
بیست و شیش تومن پول قرصای آهنمو داده. با این که هنوز تموم نشده بودن یه بسته دیگه خریده.
دکترم گفته روزی دوتا بخورم.
میخواد شربتشو هم بخره
اطرافم شلووووووووووووووغ. خیلی شلوغه
تنها بیرون باشم بیشتر از ده نفر رو دارم که بهشون زنگ بزنم بیان از تنهایی درم بیارن
ولی واقعیت اینه که تنهام
بدون انگیزه، بدون دلخوشی، فقط دارم میرم جلو
از کیه کلاسای گواهیناممو رفتم ولی نرفتم امتحان بدم
همه سرم غر میزنن پس چرا نمیری؟
هنوز کتاب آئینه رو یک دور هم نخوندم چطوری برم امتحان بدم؟
مخم کشش نداره
سرگرمیم شده بازی های بیهوده
دوباره یکی از بچه های دانشگامون بهم اس داده شمارتو به دوستت میگفتی حفظ کردم ازت خوشم اومده میشه....حالم گرفته میشه
چون تازگیا شماره غریبه تو گوشیم میبینم قلبم میریزه....
حس میکنم افتادم تو لجن و روز به روز بیشتر توش فرو میرم
همیشه فقط همیشه دنبال یه جای تاریک و خلوت و دنج میگردم
تا فقط بشینمو یه سیگار واسه خودم روشن کنمو این آهنگ رو واسه خودم بزارم....:

میبینم صورتمو تو آینه      
با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی میخواد
اون به من یا من به اون خیره شدم

باورم نمیشه هرچی میبینم
چشامو یه لحظه رو هم میزارم
به خودم میگم که این صورتکم
میتونم از صورتم برش دارم

میکشم دستمو روی صورتم
هرچی باید بدونم دستم میره
منو توی آینه نشون میده
میگه این تویی نه هیچکس دیگه

جای پاهای تموم قصه ها
رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده، بــــــــــــه جـــــــــــــــز.....

آیته میگه تو همونی که یه روز
میخواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده
داری بی صدا تو قلبت میمیری

میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز تو هر تیکش عکس منه

عکسا با دهن کجی بهم میگن
چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با همدیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میده تـــــــــــــــــموووووووومشـــــــــــــــــــــــووون.

خدایا چی میخواستیم چی شدیم؟
هر دفه دعام اینه:
خدایا آخر عاقبت منو به خیر کن
همیشه دلسوز بودم، همیشه سعی کردم به همه کمک کنم، همیشه سعی کردم بامعرفت باشم، همیشه دلم به حال همه سوخت
هیجکی دلش به حال من نسوخت
هیچکی حال منو خبر نداره
جلو همه میخندم، شکلک در میارم
هیچکی از درونم خبر نداره
دل هیچکی رو نمیشکونم، همه دلمو میشکونن
هرچی گند اخلاق تر میشم بیشتر دوسم دارن
موندم تو کار این آدما
خدایا بلندم کن
استارتو بزن، حلم بده
خیلی وقته تو قسمت توقف ممنوع توقف کردم
همش دارم جریمم میکنن
ولی پا نمیشم برم
لاستیکام کم باد و پنچر شده
یه صفایی به زندگیم بده
خوشی های زودگذر رو نمیخوام
خدایا
اول پاکم کن، بعد خاکم کن
خب؟





[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ نظرات ]


( آمین )

سخته حرفم، ولی باید رفت

دیگه، تمومه دیگه بریدم

دیگه، خستم از اینکه ھرچی

ھی اومدمو، نرسیدم

سخته حرفم، ولی باید بدونی خستم

ولی باید بدونی که میرم

با یه یادگاری رو دستم

با یه یادگاری رو دستم

سخته رفتن، بس که سردم

من حرفه دلھای شکستم

من با ھر، خاطره با غم

میرم با اینکه وابسته ام

سخته رفتن، تلخه حرفم

ببین من درا  رو بستم

من، از غروب جمعه ام

حتی از سکوت صبح ام

خستم


( یاس )

سخته حرفم، رسیده وقت رفتن

به یاد اون روزا که اسمت ھر یه سطر رو دفتر

نقش می بست چشم با اشک خیرست به

فردایی که تو زندگیم یه بخش دیگه است

من نمیدونم، بھت نمیومد

که خودتو بکشی کنار از کنار من تو بری گلم

نخواستی بفھمی اینو که من عاشقتم

فھمیدم، حق میدم بھت باشه بخند

به من، واقعا که حق داری بخندی

که با اون نگاھت منو به رگباری ببندی

که، بد تر از 100 تا گلوله سربِ داغه

با تو فکر میکردم طلوع صبحه آخه

تا وقتی بودی توی زندگیم من غم نداشتم

واست تا جایی که تونستم من کم نذاشتم

البته خودم میخواستم اینا منت نیست

ولی با تو بودن واسه من مِن بعد ریسکه

دیگه با خاطرات باتو خوشم

پس، چون که حتی فکر بی تو بودن کشنده است

بذار بگم، آخرین سطرمو بخونی

من میرم، تا شاید تو قدرمو بدونی

( آمین )

سخته رفتن، بس که سردم

من حرفه دلھای شکستم

من با ھر، خاطره با غم

میرم با اینکه وابسته ام

سخته رفتن، تلخه حرفم

ببین من درا (درھا) رو بستم

من، از غروب جمعه ام

حتی از سکوت صبح ام

خستم

( یاس )

سخته حرفم، رسیده وقت رفتن

گذشت اون روزا تو حرفھا بودی حرف اول

حس میکردم اخیرا حرفھات با خراشه

اونجا بود که قھمیدم این قصه آخراشه

وقت رفتنه و وقت دفن قلبمه

و خودت میدونی تمومه الکی جو نده

حرف ھای تلخت ھم که نمک زخممه

و تنھا دلخوشیم به قلم دستمه

و باز منمو حسرت اینکه

دوباره تنھا

و از خدا حالا میخوام من دو بال پرواز

میدونی چند بار گفتم تو مال من باش؟ بگذریم

دیگه ز دستم در رفته شمار دردا

تو که میدونستی من تکیه گاه محکمتم

بگو با من دیگه چرا دِ آخه نوکرتم

من که ھر دقیقه ام وابسته به دقیقه ی تو بود

من که حتی لباس تنم به سلیقه ی تو بود

منی که دست ھیچ کسی رو با وجودم نمی گرفتم

تو باعث شدی که توی قلبم بمیره نفرت

رسیده وقت رفتن

ھر چند، من از دلت خیلی وقته رفتم

باشه تو بردی و اینا برات افتخارن

ھه ، تو ختم عالمیو منم اِندِ خامم

فک نکنی اھل جبران یا انتقامم

خودم باید دقت میکردم تو انتخابم


[ چهارشنبه 15 آذر 1391 ] [ 03:56 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ ؟؟؟ ]
حالم خوش نیس
همین.

[ سه شنبه 7 آذر 1391 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دردودل کن. ]
برای اینکه در وبلاگم سه تا آهنگ خونده بشه چون هر سه تاشو دوس دارم سه تاشم گذاشتم شما میتونین دونه دونه یکی رو گوش بدین بعد قطع کنین برین آهنگ بعدی
همینه که هست:دی


برو که خسته ام تا دیدی وابسته ام
روزی صد بار قلب منو شکستی
برو که بسمه تو سینه پر از غمه
برو همینو تو مگه نخواستی
برو شکسته ام من شب و اشک و غم
تنها موندیم گفتی برات مهم نیست
برو دلم پره بدجور ازت دلخوره
برو دیگه دلم به نام تو نیست
برو که از تو و عشق تو من دیگه دل بکنم
اونیکه زندگیشو داده پای غم تو داده منم
وقتشه دل بکنم….
برو بگو به همه تو خوبی بگو خیلی بدم
برو و فکر منم نکن تنهایی راه بلدم

دیدی چه جوری شدم…
بگو چی بین ماست برو نگو اشتباست
باور کن من خسته شدم عزیزم
برو که وقتشه برو دلم حقشه
آخه تاکی باید من اشک بریزم
برو تموم بشه برو دل آروم بشه
دستام دیگه با دستای تو غریبست
برو دیوونه شم آخه چجوری بگم
کاش دلم دل به عشق تو نمی بست
برو که از تو و عشق تو من دیگه دل بکنم
اونیکه زندگیشو داده پای غم تو داده منم
وقتشه دل بکنم….
برو بگو به همه تو خوبی بگو خیلی بدم
برو و فکر منم نکن تنهایی راه بلدم
دیدی چه جوری شدم…





نه خودش موند نه خاطره هاش
تنها چیزی که مونده جای خالیشه
قصه ی دنباله دار رفتنش هنوز شبا
مثل یه ستاره از ذهنم رد میشه
دل خوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت
حالا فقط منم،منه بی انگیزه
کسی که دنیای من بوده یه روز
نبودنش داره دنیامو بهم میریزه
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دله سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت
نه خودش موند نه خاطره هاش
دلخوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت
هنوز هاج و واجم که چجوری شد
هر کاری کردم که از پیشم نره
نمیدونستم که از این فاصله ها
از این جدایی داره لذت میبره

اون که میگفت مثله منه از جنس منه
نمیدونستم دلش اینقدر از سنگه
چقدر به خودم دروغی میگفتم
الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دله سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت




توی حس همون روزام
دیگه احساس آرامش
همون حسی که این روزا به حد مرگ میخوامش
دلم میخواد عاشق شم
آخه فکرت شده دنیام
اگه عاشق شدن درده
من این دردو ازت میخوام
اگه این زندگی باشه
من از مردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
شاید مردم حواسم نیست
اگه این زندگی باشه
اگه این سهم من از دنیاس
من از مردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
که گاهی با خودم میگم
شاید مردم ولی حواسم نیست
بعد تو من از همه دنیا بریدم
باورم کن من به بد جایی رسیدم
لحظه لحظه زندگیمو با عذابه

باورم کن حال من خیلی خرابه

اگه این زندگی باشه
من از مردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
شاید مردم حواسم نیست
اگه این زندگی باشه
اگه این سهم من از دنیاس
من از مردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
که گاهی با خودم میگم
شاید مردم حواسم نیست



[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 10:11 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ هرچی دلت میخواد بگو ]
روز مـــرگـــم در آخــریـن نـفـسم ...

فـــقط یــک چــیـز بــه او خــواهــم گــفـت :

اونـــــــطوری نـــه !

اینـــطوری میـــرَن !!!






اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد

[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:24 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دردو دل کن. ]
واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم
واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم
این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم
این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم
پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم ، شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم ، کم آوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم
به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم

به تو مدیونم ، به تو مدیونم
به تو مدیونم ، به تو مدیونم



این وبلاگ رو چون یادگاری از سینلاست و اولین وبلاگمه حذف نمیکنم
ولی دیگه اینجا آپ نمیشه
درش کمپلت بسته میشه
موفق باشین.



سلام هــــــــوای بـارانی!
از آدما دلگـــیر نشو ... تهمت زدن طبیعت آدم‌هاست ...
وقتی به هوای بارانی میگویند ... خــــــراب ...!





اینا که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن....

آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان دیوونه نیستن فقط یکم خسته ان...




کـــــاش میشـــــد برگـــــردی و ببینـــــی
چشـــــمانـــــم چگونـــــه تقـــــاصِ
تمـــــام بیخیالـــــی هایـــــت را پـــــس میدهنـــــد .. !




[ جمعه 24 شهریور 1391 ] [ 05:05 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ هرچی دوس داشتی بگو! ]
چه لذتی داره طرف هی اصرار کنه که باهاش رفیق بشی بعد الکی خودت رو دودل نشون بدی تا بیشتر غرورشو واست خرد کنه

چه لذتی داره از زیره زبون یه آدم مغرور بکشونی بیرون که دوستت داره، بعد انتظار داره جواب تورو بدونه ولی تو بزنی تو توپش

و در آخر هم بهش بگی نه من تنهایی رو ترجیح میدم

وای چه لذتی داره غرورشونو زیره پاهات له کنی!!!
حالا میفهمم چه لذتی میبرد از این کارش!!!

من رو هم مثه خودش کرد....
یه آدم کینه ای....

غرورمو با دستای خودم گذاشتم زیره پاهاش....
تا بفهمه حتی از غرورم که یکی از دارایی های آدمه واسم بیشتر ارزش داره....


خیلی راحت لهش کرد
به نظرش خیلی بی ارزش بود

حالا که انقد این غرور بی ارزشه
من هم ماله همه رو له میکنم

به من تهمت زد
خردم کرد هیچ،

بهم توهین هم کرد
به توهمات خودش گوش کرد

اسمم رو گذاشت خراب
حتی یه دفه نخواست با هم منطقی راجبش حرف بزنیم

وجودمو زیره سوال برد
منو انداخت سطل آشغال

واسه یه همچین آدمایی متاسفم
معنی دوست داشتنو نمیدونن و ازش دم میزنن

من هیچوقت نمیتونم انتقامشو بگیرمو ضربه ای به اون بزرگی که اون به من زد رو به کس دیگه ای بزنم
حتی اگه از طرف متنفر باشم

اون میگفت دوسم داره و اینطوری داغونم کرد
شانس آوردم لابد اگه دوسم نداشت الان سینه قبرستون بودم

ولی اگه برگرده همه چیو فراموش میکنم
خاصیت عشق همینه

درسته اون واقعا دوسم نداشت و عاشقم نبود،
ولی من که بودم

دلم میخواست بهش میگفتم:
دنیا اگه تنهات گذاشت تو منو انتخاب کن

اون هم یه روز برمیگشت پیشم
تنها یادگاری که برام گذاشت

یه زخمه عمیقه رو قلبم
تا برنگرده خوب نمیشه

دیگه نمیخوامش ولی دوس ندارم ازش بیخبر باشم
دوس دارم بدونمو خیالم راحت باشه که حالش خوبه

یعنی یروز میشه دوباره ببینمش؟
یا دیدار تا قیامت؟



کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر 1000 دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.


[ چهارشنبه 11 مرداد 1391 ] [ 02:44 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ لطف کن نظر بده... ]
دلم برایت تنگ شده...

امشب دلم برایت تنگ شده به اندازه تمام بی احساسیت....

به اندازه تمام لحظاتی که به من فکر نمی کنی....

به اندازه تمام شب هایی که با حرف هایت آزرده ام کرده ای...

به اندازه تمام وعده وعید های دروغی ات....

آری...

دلم برایت تنگ شده...

به اندازه تکه های قلب شکسته ام...

دیگر سمت من نیا.....

نه اینکه نمیخواهم...نه.....

میترسم لبه های تیز تکه های قلب شکسته ام رخمی ات کند.....





بعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . !

یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !



یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !



یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !



یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !؟



… بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !



یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !



یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !



یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . . .



انسان با گذشتی بود....
از من هم گذشت





دلتنگی یعنی

بشینی به خاطراتت باهاش فکر کنی 

بعد یه لبخند بیاد رو لبت 

ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای لعنتی . . .



آدمـ هـا مـے آینـد

زنـدگـے مـے کننـد

مـے میـرنـد و مـے رونـد …
...
امـا فـاجعــہ ـے زنـدگـے تــو

آטּ هـنگـامـ آغـاز مـے شـود کــہ آدمـے مـے رود امــا نـمـے میـرد!

مــے مـــانــد

و نبـودنـشـ در بـودטּ تـو

چنـاטּ تــہ نـشیـטּ مـے شـود

کــہ تـــو مـے میـرے!!




اشتبــاه از من بود

پر رنـــگ نوشته بودمـت ...

به سختــی پاک می شـــوی !! .....





آدمــیــســـت دیـگــــــر
اگـــــر روزی دیــدی تـمــــام دوسـتـت دارم هـــــا
عـــشـــــق بـازی هــــا
و ثـانـیــه بـه ثـانـیـه ی آن احــــســـــاســــــی کــــه مـیـگــفــــت؛
آخــــــرش شـــد : ازت مـتـنـفـــــــرم
اصــــــلا تـعـجـــــب نــــکـــــــن






هــر روز نبـــودنت را بر دیــوار خط کشیــدم

ببــین اینــ دیـوار لامروت دیگر جایی برای خط زدنــ ندارد

خوشــ به حالـ تو کــه خودت را راحت کردیـــ

یکــ خط کـشیدیــ تــنها ، آن هم روی من




این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم
همانند توست مرا ” دوست ندارد

احساس ندارد !

اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست




گاهی دوست دارم بدون پک زدن

فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد


شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من




چه خواب شیرینی بود
که برگشتی....
وقتی بیدار شدم تازه کابوسم شروع شد
همش خواب بود!!!
کاش هیچوقت بیدار نمیشدم....
{-80-}
جدی میگم، واقعا خواب دیدم برگشته، وقتی بیدار شدم دنیا رو سرم خراب شد
همش خواب بود....{-77-}





خدایا ... به تو سپردمش،
اما ازت می خوام،

یه روزی یه جای زندگیش،

بد جوری یاد من بندازیش...!!

[ دوشنبه 2 مرداد 1391 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ عشقت کشید نظر بده زووری نیس! ]
اگه پرسید ازت،
هنوز تو فکرمی؟!

بخندو بهش بگو
یه تجربه بودم همین

اگه پرسید تا حالا واسه من گریه کردی؟!
بگو نه ولی بگو گریه کردم که برگردی

حواست نیس به این حالی که من دارم
حواست نیس که من چقد دوست دارم

حواست نیس همش گریه شده کارم
نفهمیدی من اونم که تورو تنهات نمیزارم

بهش نگو یه سالو ما با هم زندگی کردیم
نگو یه روز نبودم یه عمر گریه میکردی

بهش نگو که گفتی زندگی بی من نمیشه
قسم خوردی بمونی تا همیشه

حواست نیس چقد خرابو داغوونم
بدون تو تک و تنها نمیتونم

چرا انقد کنار اون تو آرومی
نگو از گریه هام چیزی نمیدونی....







[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دردودل کنید! ]

امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم

 

خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم

 

بدرقه لازم ندارم ٬ میرم ای عزیزترین

 

نزار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین

 

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود

 

غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود . . .



درد دارد
وقتی مـی رود
و هـمه می گویند
دوستت نداشـت
و تو نمـی توانی ثابت کنی
که هرشـب
با عاشقانـه هایش
خوابـت می کرد...


همیشه تو زندگیت جسارت یک جدایی عاشقانه رو داشته باش
تا حقارت به هر قیمتی نگه داشتن رو به دوش نکشی !!!


اشتباه اصلی ما در زندگی.

هزاران کار غلطی نیست که انجام میدهیم،

بلکه هزاران کار درستی است که برای اشخاص غلط انجام میدهیم



دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم که وقتی از گلی جدا میشه میره سراغ گل دیگه دوستی رو از ماهی یاد گرفتم که وقتی از آب جدا میشه میمیره



وقتی تو حرفهایم را نمیخوانی چه تفاوتی دارد که حرف دلم را بنویسم یا از دفتر بغل دستی ام کپی کنم؟؟؟؟؟؟




[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دوس داشتی نظر بده!!! ]
عشقم آنقدر داغ بود
که آنقدر میان عقل و دلت دست به دست کردی
که سرانجام آن را به زمین انداختی....
و سپس به سطل زباله
هی خداااا ....
 لیاقت عشق آتشین، این است؟!


[ دوشنبه 5 تیر 1391 ] [ 04:15 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دردودل کن باهام! ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

سلام
من مریم متولده 71/10/16 هستم.
اهل تهران!!! محله ی ستارخان!!!
دانشجویه نرم افزار دانشگاه ادیبان گرمسار(غیرانتفاعی) هستم!
دیگه سوالی نبود؟
اینجا هرچی دوس دارم می نویسم شاد غمگین دل نوشته دست نوشته پا نوشته...
هرچی دوس دارم می نویسم و به کسیم اجازه نمیدم دخالت کنه همینه که هست!!!
هرکی بیاد نظر نداده بره ایشالا به عشقش نرسه!!!
نویسندگان
نظر سنجی
تو وبلاگم بیشتر کدوم مطالب رو بزارم؟!






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
EditingMySpace.com - Emo


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات