دردودل
نظر بده!!! 
قالب وبلاگ
چه لذتی داره طرف هی اصرار کنه که باهاش رفیق بشی بعد الکی خودت رو دودل نشون بدی تا بیشتر غرورشو واست خرد کنه

چه لذتی داره از زیره زبون یه آدم مغرور بکشونی بیرون که دوستت داره، بعد انتظار داره جواب تورو بدونه ولی تو بزنی تو توپش

و در آخر هم بهش بگی نه من تنهایی رو ترجیح میدم

وای چه لذتی داره غرورشونو زیره پاهات له کنی!!!
حالا میفهمم چه لذتی میبرد از این کارش!!!

من رو هم مثه خودش کرد....
یه آدم کینه ای....

غرورمو با دستای خودم گذاشتم زیره پاهاش....
تا بفهمه حتی از غرورم که یکی از دارایی های آدمه واسم بیشتر ارزش داره....


خیلی راحت لهش کرد
به نظرش خیلی بی ارزش بود

حالا که انقد این غرور بی ارزشه
من هم ماله همه رو له میکنم

به من تهمت زد
خردم کرد هیچ،

بهم توهین هم کرد
به توهمات خودش گوش کرد

اسمم رو گذاشت خراب
حتی یه دفه نخواست با هم منطقی راجبش حرف بزنیم

وجودمو زیره سوال برد
منو انداخت سطل آشغال

واسه یه همچین آدمایی متاسفم
معنی دوست داشتنو نمیدونن و ازش دم میزنن

من هیچوقت نمیتونم انتقامشو بگیرمو ضربه ای به اون بزرگی که اون به من زد رو به کس دیگه ای بزنم
حتی اگه از طرف متنفر باشم

اون میگفت دوسم داره و اینطوری داغونم کرد
شانس آوردم لابد اگه دوسم نداشت الان سینه قبرستون بودم

ولی اگه برگرده همه چیو فراموش میکنم
خاصیت عشق همینه

درسته اون واقعا دوسم نداشت و عاشقم نبود،
ولی من که بودم

دلم میخواست بهش میگفتم:
دنیا اگه تنهات گذاشت تو منو انتخاب کن

اون هم یه روز برمیگشت پیشم
تنها یادگاری که برام گذاشت

یه زخمه عمیقه رو قلبم
تا برنگرده خوب نمیشه

دیگه نمیخوامش ولی دوس ندارم ازش بیخبر باشم
دوس دارم بدونمو خیالم راحت باشه که حالش خوبه

یعنی یروز میشه دوباره ببینمش؟
یا دیدار تا قیامت؟



کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر 1000 دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.


[ چهارشنبه 11 مرداد 1391 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ لطف کن نظر بده... ]
دلم برایت تنگ شده...

امشب دلم برایت تنگ شده به اندازه تمام بی احساسیت....

به اندازه تمام لحظاتی که به من فکر نمی کنی....

به اندازه تمام شب هایی که با حرف هایت آزرده ام کرده ای...

به اندازه تمام وعده وعید های دروغی ات....

آری...

دلم برایت تنگ شده...

به اندازه تکه های قلب شکسته ام...

دیگر سمت من نیا.....

نه اینکه نمیخواهم...نه.....

میترسم لبه های تیز تکه های قلب شکسته ام رخمی ات کند.....





بعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . !

یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !



یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !



یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !



یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !؟



… بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !



یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !



یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !



یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . . .



انسان با گذشتی بود....
از من هم گذشت





دلتنگی یعنی

بشینی به خاطراتت باهاش فکر کنی 

بعد یه لبخند بیاد رو لبت 

ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای لعنتی . . .



آدمـ هـا مـے آینـد

زنـدگـے مـے کننـد

مـے میـرنـد و مـے رونـد …
...
امـا فـاجعــہ ـے زنـدگـے تــو

آטּ هـنگـامـ آغـاز مـے شـود کــہ آدمـے مـے رود امــا نـمـے میـرد!

مــے مـــانــد

و نبـودنـشـ در بـودטּ تـو

چنـاטּ تــہ نـشیـטּ مـے شـود

کــہ تـــو مـے میـرے!!




اشتبــاه از من بود

پر رنـــگ نوشته بودمـت ...

به سختــی پاک می شـــوی !! .....





آدمــیــســـت دیـگــــــر
اگـــــر روزی دیــدی تـمــــام دوسـتـت دارم هـــــا
عـــشـــــق بـازی هــــا
و ثـانـیــه بـه ثـانـیـه ی آن احــــســـــاســــــی کــــه مـیـگــفــــت؛
آخــــــرش شـــد : ازت مـتـنـفـــــــرم
اصــــــلا تـعـجـــــب نــــکـــــــن






هــر روز نبـــودنت را بر دیــوار خط کشیــدم

ببــین اینــ دیـوار لامروت دیگر جایی برای خط زدنــ ندارد

خوشــ به حالـ تو کــه خودت را راحت کردیـــ

یکــ خط کـشیدیــ تــنها ، آن هم روی من




این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم
همانند توست مرا ” دوست ندارد

احساس ندارد !

اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست




گاهی دوست دارم بدون پک زدن

فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد


شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من




چه خواب شیرینی بود
که برگشتی....
وقتی بیدار شدم تازه کابوسم شروع شد
همش خواب بود!!!
کاش هیچوقت بیدار نمیشدم....
{-80-}
جدی میگم، واقعا خواب دیدم برگشته، وقتی بیدار شدم دنیا رو سرم خراب شد
همش خواب بود....{-77-}





خدایا ... به تو سپردمش،
اما ازت می خوام،

یه روزی یه جای زندگیش،

بد جوری یاد من بندازیش...!!

[ دوشنبه 2 مرداد 1391 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ عشقت کشید نظر بده زووری نیس! ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
من مریم متولده 71/10/16 هستم.
اهل تهران!!! محله ی ستارخان!!!
دانشجویه نرم افزار دانشگاه ادیبان گرمسار(غیرانتفاعی) هستم!
دیگه سوالی نبود؟
اینجا هرچی دوس دارم می نویسم شاد غمگین دل نوشته دست نوشته پا نوشته...
هرچی دوس دارم می نویسم و به کسیم اجازه نمیدم دخالت کنه همینه که هست!!!
هرکی بیاد نظر نداده بره ایشالا به عشقش نرسه!!!
نویسندگان
نظر سنجی
تو وبلاگم بیشتر کدوم مطالب رو بزارم؟!






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
EditingMySpace.com - Emo


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات