دردودل
نظر بده!!! 
قالب وبلاگ
شما به انرژی مثبت و منفی اعتقاد دارین؟
خواهرم هدی خیلی تو نخ اینجور چیزاست!!!
ولی خیلی جالب میشه این انرژی نصبت به یکی از دوستام برای همه ی اطرافیانم یه جوره....
مخصوصا عشقم که بهم میگفت یه روز ازش بدمیخورم!!!
درستم میگفت!!!
وقتی هم ازش خوردم اصلا توقع نداشتم ولی کسایی که یعنی همه ی اطرافیانم ازش همین توقع رو داشتن!!!
همه منتظره همین خوردنه من بودن تا بهم بگن دیدی گفتم؟!
یادش بخیر چقد ازش بیخودی طرفداری میکردم....
راستش من زیاد به این انرژی اینا اهمیتی نمیدم یکی باهام خوب باشه باهاش خوبم و یکی باهام بد باشه رفتاره منم باهاش بده....
ولی همه ی اطرافیانم تا این خانوم رو میدیدن میگفتن که از چهرش مشخصه زیاد آدم خوبی نیس....
من از اونجایی که ازش بدیی ندیده بودم دوسش داشتم ولی....
نقطه ضعفشو اینطوری بهم نشون داد ولی چرا باید یه همچین چیزی انقد واسه آدم مهم باشه؟!
همه چیز از یه بحث الکی شروع شد که من مطمع بودم و رو حرفم پافشاری میکردم ولی اون اصرار داشت چیزی که حقیقت نداره رو بگه درسته...
شما تهرانی های عزیز بهم بگین!!!
آخه هایپر استار شهرک غربه؟!
ما ساکن غرب تهران هستیمو ایشون ساکن شرق!!!
من میخواستم با دلیل و مدرک بهشون ثابت کنم که این اشتباهه و من از این بابت مطمعنم چون که کارآموزیه و  امتحان نهایی سال سومم توی بلوار فردوس بوده ما از اونجا بارها و بارها میرفتیم هایپراستار و بلوارفردوس از شهرک غرب خیلی فاصله داره....
ولی ایشون با اصرار میگفتن خیر شهرک غربه!!!
اونقدری با اطمینان کامل میگفت که خودم به خودم شک کردمو رفتم سراغ نقشه که شاید از یه طرف به شهرک بخوره ولی هیچ جوره راه نداره...
حالا شما بگین من حرف بدی زدم؟
بهش گفتم که بهتره از یه نفر که خونشون اون اطرافه بپرسیم نه از شرقیا(کسایی که ساکن شرق هستن!!!)
حالا ببینین اون این حرف منو چجور واسه خودش باز کرده....
بهم با بی شخصیتی تمام اس فرستاد که نمیخواد بگی بالاشهر میشینی که اصلا بهت نمیاد!!!
گفتم من گفتم ما غربیم شما شرقین نگفتم که ما بالاییم شما پایینین!!!
تازشم من هیچ ادعایی ندارم که بالاشهری هستم چون بالاتر از ما هم خیلی هست ولی خودت ب این حرفت نشون دادی مارو خیلی بالا میدونی!!!(اینطور نیس؟)
داده معلومه ما از همه لحاظ از شما بالاتریم اینو همه میدونن....(البته تیکه های زشته خودمو خودشو سانسور میکنم)
من واقعا برای این خانوم متاسفم و همه ی این حرفا نشونه ی کمبوده اونه....
نمیدونم چطور خودشو بالاتر از ما دیده.... آهان از اونجایی که اون همیشه تعریف میکردو پز میداد که چه چیزایی دارن...   ولی من همیشه چیزی نمیگفتمو شایسته نمیدونم که آدم داشته هاشو به رخ کسی بکشه....
وگرنه داشته های ما خیلی بیشتر از اوناست....
از گفته های خواهرش متوجه شدم که از این ناراحت شده که من گفتم از شرقیا نپرس!!! چون که خواهرش جواب داد که یعنی ما شرق میشینیم هیچی حالیمون نیس؟ بالاشهرو بلد نیستیم؟
من همینطوری موندم!!!
ببینین حرف منو چطور برداشت کردن... لابد خیلی تو نخ اینجور چیزان و بهش خیلی اهمیت میدن که اینطور فرض کردن....
من تو جواب به گفتم که مگه شرق بالاشهر نداره؟
خب منم پاسدارانو اقدیسه و اون اطراف رو اصلا بلد نیستم!!!(که اونا مسلما بلدن)
از طرف دیگه ببینین چقدر سطح فکری پایینه که هایپراستار رو انقدر بالا میدونن....
اصلا بالا و پایین واسه من مطرح نیس...   چرا آدم باید همه چیز رو به پول ببینه؟!
تازه الان شناختمش....    اون خیلی ادعای دارایی میکنه ولی میگن کسی که واقعا داره اصلا رو نمیکنه تا یوقت چشم نخوره....
ولی کسی که همش میگه ما اینو داریم اونو داریم وضعمون خوبه نشون میده که نشانه ی یه نوع کمبوده....
واقعا برای اینجور افراد متاسفم....
و همینطور واسه خودم....      که باوجوده این که تمام اطرافیانم از چهره این طرف باطنش رو خونده بودنو بهم هشدار میدادن ولی من مدام ازش دفاع میکردم....      و حالا همه ی اونا دارم توسرم میکوبن که دیدی گفتیم....؟
نمیخوام ازش یه قول بسازم ولی ضربه ای که بهم زد خیلی سنگین بود....
فهمیدم که اصلا آدم قابل اعتمادی نیس....
مکان هایپراستار بلوار فردوسه و هیچوقت هم جاش عوض نمیشه و اون بالاخره یه روز اینو میفهمه  و شاید یروز بابت همه ی توهینایی که کرد پشیمون بشه که سره چه چیزه مسخره ای دوستیمون رو بهم زد و البته شاید به نفعه من شده باشه که شناختمش....     شاید دوباره باهم دوستیمون گرم بگیره ولی چیزی که مهمه اینه که دیگه از چشمه من افتاده....
من روش یه حساب دیگه ای باز میکردم....
من آدمی هستم که اصلا به پول اهمیت نمیدم حتی با گدا هم دوست میشمو فقط واسم مهم اخلاقشه....
فک نمیکنم با یه آدم پول دوستی مثه اون جور در بیام....
پول واسه آدم شخصیت نمیاره....  مهم نیس پایین بشینی یا بالا....  مهم شخصیته....
آخه چرا آدم باید از داشته هاش واسه دیگرون پز بده؟!
ولی تصمیم گرفتم با آدمایی مثه اون مثه خودشون برخورد کنم....
هیچی نگم فک میکنن ندارم که بگم....  خبر ندارن اهله پز دادن نیستم....
ولی واسه همچین آدمایی باید پز داد....
ازش توقع نداشتم....  ولی اطرافیانم داشتن...
The End

[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ لطف کن نظر بده... ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
من مریم متولده 71/10/16 هستم.
اهل تهران!!! محله ی ستارخان!!!
دانشجویه نرم افزار دانشگاه ادیبان گرمسار(غیرانتفاعی) هستم!
دیگه سوالی نبود؟
اینجا هرچی دوس دارم می نویسم شاد غمگین دل نوشته دست نوشته پا نوشته...
هرچی دوس دارم می نویسم و به کسیم اجازه نمیدم دخالت کنه همینه که هست!!!
هرکی بیاد نظر نداده بره ایشالا به عشقش نرسه!!!
نویسندگان
نظر سنجی
تو وبلاگم بیشتر کدوم مطالب رو بزارم؟!






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
EditingMySpace.com - Emo


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات