دردودل
نظر بده!!! 
قالب وبلاگ
عجب روزی بود امرووووووووووووووز!!!!
هنوز اندرکفش موندم
آقا بعد از یک روز پرمشغله ی درسی از دانشگاهمان به سمت تهران آمدیم و از همان ترمینال جنوب بود که همه چی شروع شد!!!
اول از همه بگم که آرایشم مثل هرروز یا حتی از خیلی از روزا هم میشد گفت کمتر بود!!!
 دوستم سعیده کارت متروشو جا گذاشته بود رفت کارت تک سفره بخره که، آقای محترمه ی بلیط فروش یک آقای چاقی بودن، منو سعیده داشتیم باهم میرفتیم سمت باجه بلیط بخره که مرتیکه یهو منو نگاه کرد و چشانش رو 4عدد کرد و از حالت لبهانش مشخص بود که گفت جوووووووووووووون
منو میگی: برگشتم پشتم رو نگاه کردم دیدم هیچکی نیس
یعنی با من بودند ایشون؟!
بله!!!
رفتیم روی سکو منتظر که مترو بیاد!!!  نگاهی بر اطراف خودم انداختم جمع کثیری ازجنس های مذکر اطرافمون چشمشون سمت من بود
بههههلههه!!!
سوار بر مترو شدیم مترو هم مختلط بود!!!
از آنجایی که امروز حس میکردم همه بد بهم نگاه میکنن دیگه سرمو انداختم پایین!!!
لحظه ای سرم رو آوردم بالا دیدم دو تا سرباز خیییییره شدن به منه بدبخت
باز شروع کردم با گپ زدن با سعیده که رسیدیم ایستگاه امام خمینی و وقت وداع از سعیده!!!
از در اومدم برم بیرون سربازه گفت آخ جون اینم با ما پیاده میشه!!!دردسرمان شروع شد!!!
از کنار ورودی به سمت فرهنگسرا که داشتم رد میشدم اون دوتا داشتن حنجرشون رو پاره میکردن بیا این سمتی بیا این سمتی!!!
من بی اعتنایی کردمو راه خودم رو رفتم که دیدم پشت سرمن!!!
اه چقد خنگی مگه نمیگم از اون سمت بیا؟!               من:
از یه طرف دیگه یه پسر دیگه اومد بغل دستم باز یه چیز دیگه گفت یادم نمیاد تیکه بود دیگه!!!
تو دلم: نه خیرم شما گاوی نمیفهمی محل خرم بهت نمیزارم یعنی برو گمشوووووو!!!
حالا دوباره رفتم تو خط صادقیه واستادم این دفه رفتم قسمت just lady
خلاصه صادقیه پیاده شدمو رفتم یه سر گلدیس یه ذرت خوردمو(جاتون خالی آخه ذرت های گلدیس حرف نداره)
برگشتنی دیدم اثری از آثاره اتوبوس نیس!!!
بههلهههه آمدیم واستادیم تاکسی بگیریم که یه پسره دیگه هم میخواست تاکسی بگیره!!!
آقا من چشمم افتاد به پسره دیدم همینطوری داره منو نیگاه میکنهآی چشت دراد آدم ندیدی؟>!
چشاش هم نمیدونم موتاد بود یا زیادی خمار بود
آره تاکسی هرو گرفتیمو بغل دستم یه خانوم و آقایی نشستن که از بخت بد من نیز آقاهه بغل دست من نشست!!!(شخصیت نداره بزاره خانوم پیش خانوم بشینه میخواست وسط دو تا خانوم بشینه بیشعووووووووووور
بههههههههلههههههه
بعد اونا جلوتر پیاده شدن و مرده رفت بیرون و از شیشه جلویی کرایش رو داد!!!
تو فاصله ای که آقای راننده بقیه پولش رو بده مرده سرش رو خم کرده بود از پنجره منو نیگاه میکرد
خدایا امروز چه خبر شده  خدایا توبه!!! سالم برسم خونمون فقط امروزرو!!!
در مسیر بودم که آقای راننده موزیک یکی از آهنگای شکیرا رو گزاشته بود صداشم بعد پیاده شدن دو زوجه به ظاهر خوشبخت بلندتر و بلندتر کردند!!!
آقا چه شب عجیبی بود واقعا!!!
به مقصد که رسیدم کرایه رو دادم پیاده شدم!!! بعد دیدم نه خیر آقا قصد رفتن ندارند!!!
خیلی تعجب کردم آخه معمولا پیاده میکنن میرن ولی ایشون نمیرفتن!!!!
از خیابون رد شدم به سمت منزل باید از یه کوچه رد میشدم دیدم یه پسره نسبتا گانبو دست برجیب، واسم تعجب آور بود این یه مورد اصلا بهم نگاه نکرد ولی خیلی عجیب داشت به آسمون نگاه یکرد!!!(انگار منتظر سفینه فضاییش بود تا بیاد ببرتش!!!)
منو میگی با این همه اتفاق آنچنان اضطرابی از آن حوادث اعجاب انگیز گرفته بودم که همش برمیگشتم پشت سرم رو نگاه میکردم هی احساس میکردم کسی دنبالمه
خلاصه به سلامت رسیدیم خانه و فقط 5دقیقه رفتم جلو آینه ببینم مگه امروز با روزای دیگم چه فرقی داشتم که این اتفاقات افتاد؟!
بابا مثه همیشه بودم!!! هیچوقت از این اتفاقا نمیوفتاد والا
بعد به این نتیجه رسیدم امروز ملت جمعا همگی حالشون بد بود
بهله




[ یکشنبه 29 آبان 1390 ] [ 11:23 ب.ظ ] [ maryame zemestoni ] [ دوس داشتی نظر بده!!! ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
من مریم متولده 71/10/16 هستم.
اهل تهران!!! محله ی ستارخان!!!
دانشجویه نرم افزار دانشگاه ادیبان گرمسار(غیرانتفاعی) هستم!
دیگه سوالی نبود؟
اینجا هرچی دوس دارم می نویسم شاد غمگین دل نوشته دست نوشته پا نوشته...
هرچی دوس دارم می نویسم و به کسیم اجازه نمیدم دخالت کنه همینه که هست!!!
هرکی بیاد نظر نداده بره ایشالا به عشقش نرسه!!!
نویسندگان
نظر سنجی
تو وبلاگم بیشتر کدوم مطالب رو بزارم؟!






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
EditingMySpace.com - Emo


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات